
بععععله..ما همچین ادمایی هستیم..با اینکه دیشب ساعت یک خوابیدم اما دعوت دوست جان رو مبنی بر گردش امروز صبح رد نکردم..
کله سحر زدیم بیرون الانم خسته و کوفته بدون ناهار درخدمتیم
خیلی هم خوووب...
امروز عصرم اگه خدا بخواد یکم بشینم سرجام...البته بیکار نموندم ها...
دوستِ جان رو دعوت کردم میخام تا شب خوش بگذرونیم...
شما ام بگین از برنامه های روزای اخر تابستونتون...
برچسب:
نویسنده: نیکی امیری